بازیهای این روزا...



اینم از اسباب بازی مورد علاقت در 19ماهگیت, عاشق این چرخونکایی

اینم از اولین اسباب بازی که گل پسرم با انتخاب خودش و به زور و گریه صاحب شد.آخه ما رفته بودیم که واست لیوان نی دار بخریم از یه سیسمونی فروشی که شما اینو دیدی و نشستی روش و دیگه پایین نیومدی حتی موقعی که بابا خریدشم حاضر نشدی که بیای پایین بابا هم مجبور شد سوار بر اسب شما رو بغل کنه و سوار ماشین کنه


توی این عکسم هر چی صدات میزنم میگم علی ببین مامانو عکس بگیرم اصلا توجه نمیکردی و تمام حواست به خونه سازی بود


و اما اینم از بلندترین برجی که گل پسرم تا حالا ساخته

خب میریم سراغ سرگرمیه بعدی که روشن و خاموش کردن لامپ خونه بوسیله صندلی که توسط شخص علی آقا حمل میشه




بعد از کلی شیطونی خسته شدی و بالاخره نشستی و مشغول خوردن پفیلا شدی

واینم از کاسه ای که من معمولا وقتی میخوام شما رو سرگرم کنم تا مزاحم غذا درست کردنم نشی توش چند تا قالب یخ میزارم میدم بهت.شما هم پس از آب شدن یخ ها از اون به عنوان کلاه استفاده کردی قربون اون خلاقیتت بشم من

بعضی وقتا هم بعد از ظهرها نیکا (دختر همسایه)میاد خونمون کلی با هم بازی و گاهی اوقات دعوا
میکنید
اینجا هم هر دو مشغول تماشای عمو پورنگ و خوردن هندوانه به قول خودت "هن نه نه"هستین.



بازیهای این روزا... 









